به ارامی اغاز به مردن میکنی
اگر سفرنکنی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
به ارامی اغاز به مردن میکنی اگر چیزی نخواهی
اگر از خودت قدردانی نکنی
به ارامی اغاز به مردن میکنی زمانیکه خود باوری
را در خودت بکشی وقتی نگذاری دیگران به تو
کمک کنند
به ارامی اغاز به مردن میکنی اگر برده عادات خود شوی
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی
اگر روز مرگی راتغییر ندهی
اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی
ویا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
تو به ارامی اغاز به مردن میکنی
امروز زندگی را اغاز کن...........
نوشته شده توسط الیا در جمعه دهم اسفند 1386 ساعت 17:46 موضوع حاشیه | لینک ثابت
ام المصائب زینب
زینب امد شام را یکباره ویران کرد و رفت
اهل عالم راز کار خویش حیران کرد ورفت
بر فراز نی سر قران ناطق راچو دید
با عمل ان بی قرین تفسیر قران کرد ورفت
خطبه ای غرا بیان فرمود در کاخ یزید
کاخ استبداد را از ریشه ویران کرد ورفت
شام غرق عیش وعشرت بود هنگام ورود
روز رفتن شام را شام غریبان کرد ورفت
دخت شه را بعد شهادت در خرابه جای داد
گنج را در گوشه ویرانه پنهان کرد و رفت
ز اتش دل برمزار دختر سلطان دین
در وداع اخرین شمعی فروزان کرد و رفت
نوشته شده توسط الیا در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 18:20 موضوع عاشقانه | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY